سالي که نکوست ...

ميگن سالي که نکوست از بهارش پيداست. من سال جديد رو با بيماري آغاز کردم و از اين 6 ماه اول سال بيش از چهار ماه رو با همين وضع گذروندم چند بار بستري شدم به دلايل مختلف اين اواخر هم به سيستمي که بشه باهاش متون فارسي رو خوند دسترسي نداشتم. از همه عذر ميخوام به خصوص از بابک.

بابک جان اين که پرسيدي چه مدت درمان کافيه اين رو فقط و فقط نتايج آزمايش ها تعيين ميکنه. قانون کلي اينه که بعد از تشخيص يک درمان استاندارد رو شروع ميکنن و بعد از گذشت مدت معين براي اون سرطان خاص با توجه به نتايج آزمايش ها تصميم ميگيرن که درمان قطع بشه.به همين شکل ادامه پيدا کنه يا نوع اون عوض بشه. بنابراين قطع درمان به اين معنيه که اثري از سلول هاي سرطاني در بدن شخص ديده نشده.

در مورد چکاپ همه آدم ها ممکنه به سرطان مبتلاشن و اصولن درستش اينه که يک سري از تست ها رو همه افراد انجام بدن تا اگر مبتلا شده باشن در همون مراحل اوليه جلوي پيشرفت بيماري گرفته بشه در حال حاضر دولت امريکا طرحي رو در دست تهيه داره که افرادي رو که با توجه به سابقه ژنتيک و برخي عوامل ديگه احتمال بروز سرطان در اون ها بيشتره به طور مداوم مورد آزمايش و چکاپ قرار بدن و در برخي موارد درمان هاي لازم براي پيشگيري رو شروع کنن .قطع درمان يعني پايان بيماري اما چکاپ رو بايد انجام داد تا در صورت بازگشت بيماري زود از اون مطلع بشيم. واقعيت اينه که گرچه همه افراد بايد مورد معاينه و آزمايش قرار بگيرن اما از اون جايي که ايجاد سلول هاي سرطاني به نوعي به اين معناست که سلول ها از يک الگوي غلط در تکثيرشون استفاده ميکنن احتمال بروز سرطان مجدد در افرادي که يک بار مبتلا شدن وجود داره به زبان ساده همون طور که ترک کردن يک عادت بد مشکله وقتي بدن يک فرد از يک الگوي نادرست در تقسيم سلول ها پيروي کنه بعد از درمان ممکنه دوباره بخواد اون روش رو ادامه بده.

سرطان مزمن يعني سرطاني که مدتش طولاني تر از حد متداول شده.اين که پرسيدي ممکنه بيماري برگرده بله ممکنه اما اين به اين معني نيست که درمان ناپذيره در هر حال هر کسي ممکنه به اين بيماري مبتلا شه چه با سابقه قبلي چه بي سابقه اما معمولن كساني که يک بار دچارش ميشن در آينده به خاطر عوارضي که اين تجربه براشون داشته معمولن بيش از ديگران مراقب سلامتيشون هستن به اين ترتيب زندگيه سالم تري رو در پيش ميگيرن و اين خودش شانس ابتلا رو کم ميکنه.
بدترين چيز براي يک بيمار مبتلا به سرطان يا کسي که درمان رو پشت سر گذاشته استرس نگراني و حرص خوردنه. نکته ديگه اينه که آدم هايي که يک بار به اين بيماري مبتلا شدن اغلب تا مدت ها به شدت از بازگشتش ميترسن تا جايي که ميشه نبايد گذاشت به اين مسئله فکر کنن سبزي ها و ميوه ها ضد سرطان هستن به خصوص اون هاي که سبز ترن خانواده کلم که کاهو هم جز اون هاست ضد سرطان هستن کدو ( کدوی سبز نه تنبل يا حلوايي) ضد سرطان هاي دستگاه گوارشه علاوه بر اون مرکبات و گوجه فرنگي به خاطر داشتن ويتامين C خيلي موثرهستن.

آخرین حرف این که امیدوارم از این به بعد کمتر غیب بشم ! به خاطر یک تشخیص نادرست نزدیک بود که به دیار باقی پرتاب بشم.

نظرخواهی
ارسال نظر
یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

September 22, 2005 07:06 AM

خوشحالم که بهتری و دوباره اومدی

September 22, 2005 07:57 AM

تربچه نقلی عزيزم خوشحالم که بهتری اميدوارم ادامه امسال يعنی ۶ ماه ديگه و سالهای آينده رو با سلامتی سپری کنی. هميشه شاد و موفق باشی

September 22, 2005 01:20 PM

سلام ما هم اميدواريم کمتر غيب بشی. به يادت هستيم و منتظر يادداشتهای بعدی...

September 22, 2005 10:23 PM

سلام خوشحالم که غیب نشدی و به دیار غیر باقی بازگشتی گلم

September 22, 2005 11:12 PM

وقتی که ديدم توی رديفی و آپ کردی واقعا خوشحال شدم.اميدوارم ديگه خوب خوب بشی و کسی هم تشخيص اشتباه نده .هر چند اين موضوع برای من هم پيش اومد. در ضمن يادت باشه اول خدا نخواست بری بعد خودت و بعد هم هنوز تمام دنيا به وجودت احتياج دارن

September 24, 2005 03:18 PM

تربچه جان خوشحالم كه برگشتي عزيزم.
ديگه داشتم نگران مي شدم. اميدوارم هميشه خوب باشي.

September 25, 2005 11:53 AM

سايتتون رو تقريبا کامل خوندم. راستش نميدونم چی بايد بگم جز اينکه روحيه خيلی بالايی داشتين.. يه پسر دايی دارم که وقتی سرما ميخوره خيلی داغون ميشه. يادمه يه سال خيلی حالش بد بود بعد به خدا نشسته بود و وصيت ميکرد و گريه ميکرد مامان و باباش هم نشسته بودن کنارش و گريه ميکردن خلاصه به زور اوضاع رو درست کرديم. اگه اين پسرداييم بياد اينجا رو بخونه احتمالا ميره خودکشی ميکنه

September 25, 2005 02:18 PM

عجبه!!! نمی گی دل آدم هزار راه ميره باهات قهرم

September 29, 2005 11:49 AM

اميدوارم که هميشه خوب و پر روحيه باشی .
نکته های خيلی خوبی نوشتی که در عين سادگی مهمن .
اضطراب و غذاهای پر چرب از عوامل اصلی جهش ژن هاست .
تربچه خانم الان باز هم شيمی درمانی می کنی؟
اگه تو بيمارستان شريعتی کمک خواستی بگو تا به آشنايانی معرفی ات کنم . هرچند پرسنل بسيار خوب و زحمت کشی داره که نيازی به سفارش ندارن.

September 30, 2005 12:52 AM

سلام..چقدر خوشحالم که بر گشتی ..خيلی ممنون..اميدوارم که اميدت رو از دست ندی هر دفعه خبرهای خوب ازت اينجا بخونيم..برای سلامتتيت دعا ميکنم..يک يک دير گفتی..اما بازم ازت تشکر ميکنم ..نميدونم چی بگم فقط از خدا ميخوام سلامت باشی..اميدت هم از دست نده ..خدا مطمئنا با تو هست..اون کمکت ميکنه..مطمئن باش

#11 نگار
October 9, 2005 09:15 AM

سلام.
اولين بار که به وبلاگتون اومدم. اصلا دوست نداشتم يه همدرد خودم ببينم. اين درد واقعا غير قابل تحمل
خيلی روحيه قوی داری.

#12 سجاد
October 20, 2005 04:05 PM

بلا به دور.تو آپ کرده بودی و من خبر نداشتم؟خدا نگذره از من که انقدر بی توجه شدم نسبت به لانس جونم

October 20, 2005 11:07 PM

به سجاد:

آره خواهر. اینقدر سرت رو شلوغ پلوغ کردی که دیگه نه حالی از ما می پرسی نه از لانس. هی.... یاد قدیما به خیر :).

October 21, 2005 03:04 PM

غيبی که هنوز بيا ديگه نگران شديم

#15 سجاد
October 22, 2005 08:44 PM

این تاتیانا ی بی تربیت کیه تربچه؟این دوست های بد چیه که تو داری؟

#16 سجاد
October 22, 2005 08:45 PM

پس چرا هیچ کدوم از لینک های تاتیانا نمیاد؟

#17 لیلا
November 8, 2005 06:10 PM

به به
رنگ آمیزی جدید مبارک
فقط یه کمی داغه
گرمم شد

#18 ش
November 27, 2005 02:59 PM

؟؟

December 15, 2005 01:19 AM

سلام علیکم

خب طبیعتا بنده هم همچون این جماعت خوشحال کنونی و نگران یابق از برگشتن جنابعالی خوشحالم.

بچه کجا می ذاری می ری بی خبر؟!

#20 سجاد
January 18, 2006 10:01 PM

کجایی تربچه؟نگران شدیم بابا جون.یه خبر از خودت بده حداقل

February 3, 2006 02:59 PM

می شه از غیب بیای بیرون تربچه جان؟ نگران شده ایم ها

February 8, 2006 12:02 AM

سلام
وبلاگ خوب و پرطرفداری داريد.
من مهدی ناصری هستم که معلولم و رو ويلچر می شينم. تازگی ها وبلاگی راه انداختم. ممنون ميشم که بهمن سر بزنيد و وبلاگم را به دوستانتان معرفی کنيد.

February 15, 2006 03:17 PM

سلام
من وبلاگم رو اپ کردم. منتظر حضور سبزت هستم.

February 15, 2006 03:19 PM

راستی اگه وبلاگ من را هم تی ليست دوستانتون بذاريد ممنون ميشم.

#25 سجاد
February 16, 2006 07:40 AM

آهای کجایی؟به جون خودم اگه فقط دستم بهت برسه تیکه بزرگه ات آرنجته.بابا جون تو که خودت میدونی یوخده حالت یه جوریه مردم رو بی خبر نذار تو رو خدا.خیلی سخته اینکه بیای فقط یه سلام کنی؟

February 18, 2006 04:56 PM

تربچه جون من يه بار ديگه خطر رو پشت سر گذاشتم اما چرا تو نميای بخدا نگرانم.

February 18, 2006 04:56 PM

تربچه جون من يه بار ديگه خطر رو پشت سر گذاشتم اما چرا تو نميای بخدا نگرانم.

March 7, 2006 11:35 AM

تربچه ازت عاجزانه درخواست می کنم يه خبری از خودت بدی و برام ايميل بزنی

#29 فريد
March 21, 2006 12:38 PM

سلام سال نو رو بهت تبريک ميگم اميدوارم سال خيلی خوبی داشته باشی
راستی چرا آپ نمي کني چند رو پيش که با ويولت چت ميکردی حالت رو ازش می پرسيدم اميدوارم حالت خوب باشه و هر روز بهتر از روز قبل باشی

#30 سجاد
March 29, 2006 02:27 PM

سال نوت مبارک بی وفا.حالا اگه ویلی بهم خبر نداده بودش که خوبی من چه خاکی می ریختم تو سرم؟

#31 سانی
April 11, 2006 03:20 PM

تربچه جان اميدوارم سال نو خوبی رو شروع کرده باشی خيلی وقته چيزی ننوشتی نمی خوای چهار کلام بنويسی؟ دلم تنگ شده برای تو و نوشته هات

منو اصلی
جستجو
تشکر
3.121
قالب از: مژده

XML